روایتی از حضرت رسول اكرم (ص) در رابطه با اهمیت حكمرانی ( از تحفالعقول ص 36 ):
هر گاه حكمرانان شما نیكان شما باشند و توانگرانتان سخاوتمندان شما و هر كارتان با شورای همه شما باشد روی زمین برایتان بهتر است از درونش، هر گاه حكمرانان شما بدان شما باشند و توانگرانتان بخیلهای شما و كارهایتان به دست نادانان افتد، برای شما هم بهتر است كه زیر خاك باشید. (مرگ بر زندگی شرف دارد)
حکمرانی خوب با گردش آزاد اطلاعات برای خدمت رسانی بهتر به شهروندان
مولف:حمیدمظاهری راد
چکیده
از دغدغه های اصلی کشورهای در حال توسعه قرار گرفتن در مسیر توسعه و توسعه یافتگی است . عدم رشد اقتصادی ، فقر و فقدان پاسخگویی ، فساد و عدم حاکمیت قانون ...ازجمله چالشهایی است که این کشورها با آن مواجه اند.از سوی دیگر مطالعات توسعه و آمارهای سازمانهای جهانی بیانگر آن است که از مهمترین عوامل در رشد و توسعه کشورها، «حکمرانی خوب» است. چنانکه حکمرانی خوب را بنیان توسعه خوانده اند. حکمرانی خوب از جمله مباحث تازه ایست که در دو دهه اخیر توجه پژوهشگران و محافل علمی و بین المللی جهان را به خود معطوف نموده است .محققان حکمرانی خوب را با رویکردها( فرایندی ، لیبرالیستی ، سوسیالیستی)، ابعاد(سیاسی ، اقتصادی و انسانی) و اهداف (توسعه اقتصادی ،توسعه سیاسی و توسعه پایدار انسانی)گوناگون تعریف و تبیین نموده اند. در دو دهه اخیر پژوهشگران و اندیشمندان اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی روایتهای گوناگونی از حکمرانی خوب بدست داده اند.هر یک از این رهیافتها حکمرانی خوب را با ابعاد و ویژگیهای خاصی تعریف نموده اند . از آنجا که حکمرانی با تمام جنبه های حیات انسانی مرتبط است ، لذا این پژوهش در نظر دارد با ترکیب مطالعات در حوزه ادبیات حکمرانی ، فلسفه سیاسی و نظریه های توسعه به یک الگوی نوین از حکمرانی خوب دست یابد.
مقدمه
بشر امروز، بشری است متفاوت با بشر دیروز و ارتباطات که به طور شگفت انگیزی گسترده و کارآمد شده است تأثیر مهمی در این تفاوت داشته است.گردش آزاد اطلاعات و عدم محدودیت در اطلاع رسانی از پایه های زندگی در جوامع مدرن است. امروز محور اصلی عدالت دسترسی برابر به اطلاعات است که برابری در قدرت و بهره برداری یکسان از فرصت ها را تضمین می کند. اطلاعات بسان خونی است که در کالبد جهان کنونی جریان دارد.بنابراین یکی از وجوه تمایز حکمرانی شایسته و صالح از حکومت های نا کارامد و ستمکار؛ کفیت و میزان فصای آزاد اطلاع رسانی است. حکومت به میزانی که در مسیر دست یافتن شهروندانش به اخبار و اطلاعات محدودیت ایجاد می کند از عدالت دورتر شده و به خودکامگی نزدیک می شود. استفاده از سانسور، خودسانسوری و اختناق رسانه ای حربه اصلی حکومت های تمامیت خواه و غیر دمکراتیک برای بقاء است.امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق و یا ناحق را بگیرد. تعبیر انفجار اطلاعات درست است و انقلاب سایبری و انقلاب الکترونیکی کل مرزها را برداشته است و اینکه برخی حکومت ها و نظام ها خیال کنند که با ایجاد محدودیت ها و بخشنامه و دستور می توانند بین دنیای اطلاعات و ذهن ملت ها دیوار ایجاد کنند خیال باطلی است.پیدایش و گسترش رسانه های سایبر و فناوری های نوین اطلاعاتی انقلابی را دردنیا پدید آورد. شکستن انحصار های رسانه ای و گشودن فضا برای بیان و اظهار هر چه بیشتر نظرات و تسهیل گفتگو بین افراد دنیا را وارد مرحله جدیدی کرده است. . در جهان جهاني شده همه جوامع در معرض رخدادهاي غير منتظره قرار دارند اما جوامعي كه رونددموكراسيخواهي را تا مرحله تحكيم آن تثبيت نكردهاند اين رخدادهاي غير منتظره هزينههاي سنگيني را به دولت، جامعه مدني و شهروندان آنها وارد ميكند و حتی جوامع پیشادموکراتیک به سوی جوامع پیشا انقلابی سوق دهد.اگر تا دیروز جمع اندکی می توانستند ستونی در جرائد و یا فضایی در تلوزیون ها بدست آورند، امروز هر کس به راحتی می تواند از طریق وب لاگ، شبکه های اجتماعی و وب سایت های گوناگون خودش و دیدگاه هایش را عرضه کند. بنابراین ارتباطات در دنیای امروز وجود دارد و طبیعی است وقتی عرضه های مختلف وجود دارد در صورتی ما موفق خواهیم بود که عرضه ما جذاب تر، پاسخگوتر و دلپذیرتر باشد.
تعریف حکومت داری
برخی از صاحبنظران تعریف گسترده تری از حكومتداری ارائه كردهاند. به زعم آنان حكومتداری فرآیندی است كه از طریق آن به طور جمعی مسائل مبتلا به جامعه را حل كرده و نیازهای جامعه را برطرف میكنیم. طبق این دیدگاه، حكومتداری صرفا شامل دولت نمیشود بلكه بخش خصوصی و افراد و گروههای جامعه مدنی را نیز دربرمی گیرد و سیستمها، رویهها و فرآیندهایی كه به نوعی در امر برنامه ریزی، مدیریت و تصمیم گیری دخیل هستند را نیز شامل میشود. حكمرانی، فرآیندی است كه طی آن گروهی از مردم به نمایندگی از آنها تصمیم میگیرند و گروهی دیگر به نمایندگی از آنها و تحت نظارت آنها اجرا مینمایند.
مفهوم «حکمرانی مطلوب یا حکمرانی خوب
براساس یكی از تعاریف ارائه شده، حكومتداری خوب عبارت است از انجام وظایف حكومت به شیوهای عاری از فساد، تبعیض و در چارچوب قوانین موجود. در این تعریف، حكومتداری خوب به عنوان انجام وظایف حكومت به شیوهای منصفانه مورد توجه قرار گرفته است. تعریفی که اتحادیه اروپا جهت این اصطلاح بیان میکند این است که حکمرانی خوب، مدیریت شفاف و پاسخگو در یک کشور با هدف تضمین توسعه اقتصادی و اجتماعی عادلانه و پایدار است». در تعریفی دیگر «حکمرانی خوب شامل احترام سیاستمداران و نهادها به حقوق بشر و اصول دموکراسی و حاکمیت قانون است. همچنین حکمرانی خوب به طور خاص به موضوع مدیریت منابع عمومی جهت ایجاد اقتصادی پایدار و شیوههای توزیع عادلانه مربوط میشود.»
اسلام و نظریه حکمرانی
با بررسی نظریه حکمرانی در اسلام بهخصوص با مراجعه به اندیشههای امامعلی(ع) میتوان به رهیافتهایی دستپیدا کرد که میتواند الگویی برای مدیریت اسلامی باشد. درنظریه سیاسی اسلام، نهاد حکومت لازمه حتمی و تخلفناپذیر هرگونه اجتماعی از انسانهایی است که با هدف کسب آسایش و آرامش گرد هم جمع شدهاند؛ «هر زمان گروهی از مردم برای نیل به یک هدف گرد میآیند، نیاز به حکمرانی احساس میشود».حاکمیت قانون، آبادانی شهرها و در نتیجه، افزایش رفاه عمومی، ایجاد امنیت و بالاخره گسترش معنویت (فرهنگ و آموزههای دینی)، اهداف چهارگانهای هستند که سرلوحه حکومت اسلامی قرار دارند.
اصول بنیادین حکمرانی مطلوب
اصول بنیادین حکمرانی مطلوب که جهانیاند شامل احترام به حقوق بشر و حقوق زنان، رعایت اصل حاکمیت قانون، وجود فضای آزاد سیاسی، مشارکت، مدارا،تساهل و بردباری، پاسخگویی، شفافیت و کارآمدی و مؤثر بودن نظام اداری میباشد. مباحث مربوط به حکمرانی مطلوب بسیار گستردهاند از ارتباط تفکیک ناپذیر این اصطلاح با توسعه پایدار گرفته تا اثر بخشی مدیریت عمومی و... ادامه مییابد.
سهم دنیای مجازی در شکوفایی خود اظهاری
اینترنت سهمی درخور در شکوفایی خود اظهاری انسان ها داشته است. به مدد دریچه هایی که فضای مجازی برای بیان، توزیع و تعامل ایده ها فراهم کرده است، سطح شناخت از دیگری و آگاهی های عمومی و ارتباطات رشد چشمگیری پیدا کرده است. به مراتب فراحنایی تولید و توزیع ایده ها گسترش یافته و کانالیزه کردن مسیر نشر اطلاعات و نظرات دشوار تر شده است.
دنیای مجازی عرصه را بر حکومت های خودکانه و جوامع بسته تنگ کرده است. اینترنت مشکلی جدی برای کسانی پدید اورده است که می خواهند با انسداد اطلاعاتی، اجازه ندهند جامعه در معرض اخبار غیر رسمی و خارج از محدوده های ترسیم شده قرار بگیرد.
اشتراک کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته
نقل است از برژینسکی که در پاسخ به منتقدین در قبال سیاستهای واشنگتن در دوران انقلاب ایران (۵۷-۱۳۵۶)، که دولت آمریکا متهم به بیارادگی و تذبذب شده بود، پاسخ داده بود که وجه اشتراک دولتهای خیلی توسعهیافته با دولتهای توسعهنیافته اینست که هر دو نمیتوانند تصمیمات درست را اتخاذ کنند. با این تفاوت که اولی از فرط داشتن داده و کسب اطلاعات بیش از حد نمیداند که چه تصمیمی بگیرد و دومی از فرط بیدانشی و ندانستن، نمیداند تصمیم درست کدام است که آن را به اجرا درآورد.
شهید مطهری میفرماید » خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو میشود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها»- (مطهری (1352) پیرامون انقلاب اسلامی).
باید ما به آزادیها به معنی واقعی در آینده احترام بگذاریم. یعنی اگر دولت اسلامی، جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی بخواهد زمینه اختناق را بوجود بیاورد، قطعأ شکست خواهد خورد.... تجربههای گذشته نشان داده است که هر وقت در جامعه ما نوعی آزادی فکری بود- ولو از روی سو نیت- این امر به ضرر اسلام تمام نشده بلکه به سود اسلام بوده است» (مطهری(1357) آینده انقلاب اسلامی).
از همین روست که ایشان در سال 1354 این پیشنهاد را به دانشگاه تهران میدهد که: »به عقیده من لازم است که در همین دانشکده که دانشکده الهیات است، یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تأسیس شود و استادی هم که وارد در این مسائل باشد و هم معتقد به ماتریالسیم دیالکتیک، بیاید حرفش را بزند... این کار صحیح است و الا اگر ما جلو فکر را بگیریم اسلام و جمهوری اسلامی را شکست دادهایم. ولی این غیر از مسئله اغفال و اغوا است» (همان ص95)
همچنین باید اشاره کنیم که همواره بوده و هستند کسانی که میخواستند با پیش کشیدن بحث تقدس و وجوب احترام و تبعیت از مقامات عالی رتبه، آنان را در هالهای از قداست و نقدپذیری قرار دهند، در حالیکه ایشان مقام قدسی قائل شدن را مختص جهان تسنن دانسته و معتقد است در شیعه هیچگاه چنین مفهومی وجود نداشته است. » هر مقام غیرمعصومی که در وضع غیرقابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم اسلام» (مطهری(1357) پاسخهای استاد به نقدهایی بر مسأله حجاب).
رسانه تصویری
داشتن رسانه، به ويژه رسانه تصويري، يكي از مولفه هاي مهم قدرت در جوامع امروزي است. نكته جالب اين است كه در ميان مولفه هاي گوناگون قدرت اعم از نظامي، سياسي، اقتصادي و... قدرت رسانه از اهميت خاصي برخوردار است، و بدون داشتن رسانه و نفوذ رسانه اي، ساير مولفه هاي قدرت فاقد كارايي لازم هستند. به همين دليل است كه سرمايه گذاري در حوزه رسانه به يكي از پرطرفدارترين نوع سرمايه گذاري ها تبديل شده است. پس از شكل گيري پخش تلويزيون هاي ماهواره اي، گستره رسانه هاي تصويري به سرعت غيرقابل تصوري بيشتر شد و تمامي كشورهاي جهان را در پوشش خود قرار داد و اهميت اين اتفاق براي كشورهايي بيشتر بود كه از نظام رسانه اي محدود و دولتي تبعيت مي كردند. در نتيجه اين كشورها براي مقابله با ورود اين مهمانان ناخوانده رسانه اي، دست به دامان تجربه هاي ناموفق پيشين خود درباره اتفاقات مشابه شدند و با ايجاد محدوديت هاي قانوني سعي در جلوگيري از ورود و حضور و تاثير اين رسانه هاي جديد كردند. براي مثال شايد عده اي از خوانندگان اصولاً به خاطر نياورند كه در اوايل دهه 1370، يعني كمتر از 20 سال پيش، داشتن ويدئو (از نوع نوارهاي كاست كه حجيم هم بود( غيرقانوني بود و دارنده آن مجازات مي شد، و حتي برخي گروه هاي افراطي در روي ديوارهاي شهر نوشته بودند كه آمدن ويدئو به خانه مساوي فاحشه خانه شدن آنجاست! و از ترس دستگيري، آن نوارهاي كاست و حجيم به صورت مخفي و با چه زحمتي رد و بدل مي شد. براي كسي كه امروز مي تواند فيلم دهها و صدها نوار كاست VHS آن زمان را در يك فاش مموري كوچك و به اندازه يك بند انگشت جا دهد و با وسيله اي عادي و كوچك آن را در هر موقعيتي تماشا كند، حتماً عجيب خواهد بود كه بداند كمتر از 20 سال پيش داشتن آن نوار كاست ويدئويي جرم محسوب و رد و بدل كردن آن مخفيانه تر از فروش هرويين انجام مي شد. اين تحول نه فقط در كيفيت و اندازه نقل و انتقال و سهولت در استفاده از فيلم به وجود آمده، بلكه هزينه ها نيز به همين ميزان كاهش يافته است. اگر قيمت دستگاه ويدئو و خريد يا حتي اجاره نوار كاست آن زمان را با قيمت ديويدي پلير و نيز حجم فاش مموريه اي موجود و نيز سطح درآمد امروز مردم را به قيمت ثابت مقايسه كنيم، به احتمال فراوان استفاده از فيلم حداقل صد برابر آسانتر و صد برابر ارزانتر هم شده است، و اگر در آن زمان فقط قشرهاي معيني از جامعه توان استفاده از اين امكانات را داشتند، امروزه بيش از 90 درصد مردم كشور مي توانند از اين امكانات بهره جويند. نمونه ويدئو را ذكر كردم تا به نمونه ماهواره پرداخته شود. اگر حدود 10 سال پيش داشتن ماهواره هزينه زيادي داشت و استثنا بود، هزينه امروز دسترسي به چنين پديدهاي ) با توجه به تورم و سطح عمومي درآمدهاي جامعه) حداقل به يكدهم هزينه 10 سال پيش رسيده است. منبع: روزگار دهم اردیبهشت
مهمترین شاخصهای حكمرانی خوب
براساس معیارهای شناخته شده بینالمللی مهمترین شاخصهای حكمرانی خوب عبارتند از:
مشاركت مردم در تصمیمات دولت،- پاسخگو بودن دولت در قبال مردم، - تامین ثبات سیاسی كشور،
بهبود میزان اثربخشی حكومت، - بهبود كیفیت مقررات برای تنظیم امور اقتصادی، - رعایت قانون توسط دولتمردان و مردم و كنترل فساد،
اهمیت وضرورت حاکمیت خوب
«good governance» نه رویكردی برای توجیه افكار عمومی بلكه واقعیتی است كه انكار آن میسر نیست. نیاز روزافزون جوامع به حكمرانی خوب نه از سر فشارهای بینالمللی بلكه به خاطر ضرورت همگامی برای نیل به توسعه همه جانبه در سطح جهانی است. امروزه بسیاری از كشورهای در حال توسعه وقتی از اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری مانند خصوصیسازی و مقرراتزدایی ناامید شدهاند حكمرانی خوب را به عنوان تنها راه چاره توسعه و پیشرفت اقتصادی خود دانسته و هر روز كه میگذرد اهمیت آن بیشتر میشود. بطوری كه در سال 2002 طی 4 روز درحدود 830 گزارش در رابطه با حكمرانی منتشر گردیده است.حکمرانی خوب، شرط اساسی دستیابی به اهداف توسعه هزاره» بیان شده است. اهداف هشت گانه برای دستیابی به توسعه و کاهش فقر که امید میرود تا سال 2015 میلادی تحقق یابند عبارتند از: ریشهکنی فقر شدید و گرسنگی، تحقق آموزش ابتدایی همگانی، ترویج برابری جنسیتی و توانمندی زنان، کاهش مرگ و میر کودکان، بهبود بهداشت مادران، مبارزه با ایدز و ویروس HIV ، مالاریا و دیگر امراض تضمین حفاظت محیط زیست، توسعه مشارکت جهانی، برای توسعه شرط اساسی تحقق تمامی این موارد حکمرانی خوب است.
تمایز حکمرانی خوب از حکمرانی بد
حکمرانی بد نقطهی مخالف شاخصهای حکمرانی خوب است. مثلاً در حکمرانی بد اصل مشارکت دمکراتیک وجود ندارد یا ضعیف و متزلزل است یا در حکمرانی بد حاکمیت قانون منصف و بیطرف وجود ندارد یا ضعیف میباشد و سایر موارد دیگر مخالف حکمرانی خوب است. در نقطهی مقابل حکمرانی خوب، حکمرانی بد قرار دارد که از طرف برخی اقتصاددانان توسعه بهعنوان عامل اصلی در عدم توسعهی جوامع عقبمانده تلقی میگردد. حكمرانی بد، به گونهای گسترده، به علل ریشه ای همه زشتی ها در جوامع ما، اشاره دارد. حکمرانی بد به عنوان یکی از علل اساسی ناکامی جوامع امروزی در دستیابی به توسعه معرفی شده است.
یکی از معیارهایی که «حکمران بد» را از «حکمران خوب» متمایز می کند، «عدم مداخله در حریم خصوصی انسانهاست» شهروندان جهان دموکراتیک، «بد بودن» و «خوب بودن» حاکمان شان را بر اساس عدم مداخله آنان در حوزه خصوصی شان می سنجند.
دستاوردهای حكمرانی خوب
نهادهای بین المللی طبق شاخص های علمی و آکادمیک خود، رتبه های کشورها در حوزۀ «شفافیت اقتصادی»، «آزادی در فضای مجازی» و «صلح جهانی» را، درجدول جهانی ذکر کرده و با گزارشهایی «بررسی میزان حاکمیت قانون در جهان» نیزآنها را از نظر حفظ حقوق اساسی شهروندان خود، رتبه بندی می نمایند. یكی از دستاوردهای حكمرانی خوب در عرصه بینالمللی، رویكردی است كه به واسطه آن برای اعطای كمكهای بینالمللی به كشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، معیارهای دموكراتیك و اصول بشردوستانه مقدم شمرده میشود. تأكید بر نقش تشكلهای غیر دولتی در اختصاص وامها و كمكهای خارجی و نظارت بر هزینههای دولتها در اجرای پروژههای توسعهای از این نمونه شاخصهای نهادهای بینالمللی است. در واقع، نقش نظارتی این تشكلها برای جوابگویی دولت و اثر بخشی بیشتر حكومتها در استفاده از امكاناتی است كه كشورهای خارجی و نهادهای بینالمللی در اختیارشان قرار میدهند. تئوری حكمرانی خوب در دهه گذشته پارادایم مسلط كشورهای توسعه یافته بوده است و به عنوان یكی از شاخصهای بینالمللی برای بررسی و مقایسه كشورهای مختلف بكار رفته و وضعیت كشورها را به تصویر میكشد.
اسلام را همان طور که هست، عرضه کنید
از همه کمیتهها، از همه پاسدارها، از همه معممین، از همه اهل منبر، از همه اهل محراب، از همه مسلمانها، عاجزانه، با کمال عجز و تواضع، استدعا مىکنم که این اسلامى که الآن به دست شما افتاده است وارونه نشانش ندهید؛ همان طور که هست عرضه کنید. اگر اسلام را همان طور که هست عرضه کنید، دنیا قبولش مىکند؛ متاع خوبى است. اما اگر چنانچه امروز خداى نخواسته ما یک جور عملى بکنیم که این عمل اسباب این بشود که بگویند اسلام اینطور هست، بزرگتر خیانت را ما به اسلام کردیم. این یک سفارش عمومى است که پیش من اهمیت دارد و باید عرض بکنم به همه، به همه قشرهاى ملت باید عرض بکنم با کمال دقت توجه کنید که یک قدم خلاف اسلام نباشد، یک قدم. با کمال دقت ملاحظه کنید که کمیته هایى که در تحت کفالت شماست اشخاصى توى آن نباشند که خلاف اسلام عمل مىکنند. با کمال دقت ملاحظه کنید کسانى که به عنوان اسلام، به عنوان مسلمین، به عنوان چه، معممین کذا، اینها یک قدم خلاف برندارند که خداى نخواسته چهره اسلام را برخلاف آنطورى که هست قبیح نشان بدهند. این در نظر من از همه چیزها اهمیتش بیشتر است و مسئولیتش هم بیشتر. همه ما مسئولیم که این کار را انجام بدهیم؛ یعنى آنطور که، آنقدرى که، قدرت داریم این کار را انجام بدهیم که گمان نشود که اسلام هم مثل سایر حکومتهاى دیگر هست و تا حالا دستشان چیزى نبوده؛ حالا که دستشان آمده، همانند که بودند و همانند که هستند .
منبع: صحیفه امام، ج۸، ص: ۵
ايشان به صراحت قبل از همهپرسی جمهوری اسلامی گفت: «در جمهوری اسلامی هر فرد از آحاد ملت حق دارد مستقيما و در برابر سايرين زمامدار مسلمين را استيضاح کند و او موظف است که جواب قانع کننده بدهد.»
شهید مطهری میگوید: جوانان ما فکر نکنند که با جلوگیری از افکار مخالف به اسلام خدمت میکنند، این اشتباه است، چرا که روش پیامبر اسلام و ائمههای این نبوده است، ما باید کم کم تمرین کنیم که افراد بتوانند حرفشان را بزنند، حرف ما این است که ترسی از افکار مخالف نداریم، ما در همه زمینهها منطق قوی داریم، در زمینه نظام حکومتی، اقتصادی، خانوادگی، جزایی و حقوقی… حرف داریم، اگر ضعفی است از ضعف مدیریت ماست.
یکی از مسئولین جمهوری اسلامی را به اجلاس حقوق بشر در ژنو دعوت کردند. او در جایگاه ناظرین نشست و سخنرانی ها و گفت وگوهای نمایندگان کشورهای مختلف را گوش داد و بعد هم بازدیدی از زندانها و دادگستری آن جا بعمل آورد. در حین بازدید سوال کرده بود که چگونه است دادگستری کشور سوئیس این اندازه خلوت است و زندانیان حدود سیصد نفر هستند. پاسخ داده بودند که قانونگذاری و سیستم اداره کشور به گونه ایست که شهروندان نمی توانند قانون را رعایت نکنند و یا کارهای غیر قانونی انجام دهند، این تعداد زندانی هم که می بینید از مهاجران دیگر کشورها هستند.
در ادامه این مقاله لازمست جهت تبیین واضحتر کلام به نمونه هایی عینی از مصادیق دوران معاصر بپردازیم.
شهید مظلوم بهشتی آزاد اندیشی واقعی
بدخواهان انقلاب با اتهامزنیهای فراوان سعی در حذف ایشان داشتند، چرا که از قدرت کادرسازی، توان مدیریتی و عمق اندیشه و تفکر کارآمد شان در هراس بودند و چرا که آنها از آزاداندیشی میترسند و این مشخصه همه دشمنان یک ملت و بدخواهان روزگار است. متحجران به ایشان القابی چون «آیتالله اروپا زده» نسبت میدادند چرا که این بزرگوار با هوش و ذکاوت فقهی و اجتماعی اسلام را با نیازهای روز تئوریزه میکردند و چهرهای کارآمد و مهربان از دین برای نسل جوان و انقلابی تصویر مینمود. ادب و تواضع مثالزدنی ایشان در میزگرد تلویزیونیتان با مارکسیستها و گروههای التقاطی از خاطر جامعه سیاسی و رسانه ای این مرز و بوم محو نخواهد شد همان موقعیکه بجهت ادای تکلیف با تمامی گروههای سیاسی و اعتقادی می نشستند تا در فضایی صمیمی نظرات خویش در خصوص آموزه هایشان را با احزاب مخالف در میان بگذارند. در آن زمانه اگرچه هجوم افکار مختلف زیاد بود و هر گروه کوچک و بزرگ سیاسی موافق و مخالف روزنامه و نشریهای برای خود داشت و به طور کلی هر کس مخالف انقلاب بود، برای خود دکه و ارگانی داشت اما آن فقید سعید با آنها در تلویزیون به مناظره می نشست و در هر محفلی دعوت به مناظره می نمود و این همان زمانی بود که سفارت آمریکا در تهران دایر بود و همه وابستههای فرهنگی فعال بودند و برنامهریزی میکردند. اما شهید مظلوم با اعتقاد به اصول انقلاب به پاسخ آنها می نشست و از تبادل آرا و افکار خرسند بود.
شهید چمران نمونه یک انسان آزادیخواه
شهید چمران نمونه انسانهایی بود که به دغدغه هایی بزرگتر و فراتر از خود می اندیشند جزء آنانیکه برای آزادی برابری، عدالتخواهی و تحقق دموکراسی در جای جای دنیا همدلانه و صبورانه، اما پیگیر و فارغ از منیـّتها و خودخواهیها تلاش می کنند.او برای رهایی مردم از هر گونه ستم و استبداد و خود محوری هم نبرد می کرد و هم اشک می ریخت. از ناآگاهی وجهل مردم رنج می برد ومی گفت تنها مانع وصول به نقطه اوج رفعت و کمال انسانی جهل است و پیوسته این روایت رسول اکرم (ص) را یادآور می شد که بزرگترین مصیبتها جهل است. اخلاص و پاکی و صفای باطن و خدا جویی و خداترسی و آگاهی طلبی و رشد خواهی او برای همه مردم و به موازات همۀ اینها ایران دوستی او همراه با ایمان کامل به خدا، قیامت و عمل صالح از چمران شخصیتی ساخته بود تمام عیار که در عرصه دروغ پردازیهای سیاسی جایی نداشت، چون کلاً ضد دروغ، خیانت، مکر، خدعه، فریب، بی عدالتی، ستم و استبداد بود. می گفت روش همۀ انبیاء الهی به ویژه رسول مکرم اسلام (ص) مقابله و نبرد با این پلیدیها بوده است. زیرا همین خوهای ناپسند است که موجب تباهی وفساد و هبوط هم ملتها است و هم دولتها.وقتی در آمریکا بود . طی نامه یی به امام خمینی ایشان را مرجع عالیقدر خطاب کرده و مبارزات ایشان را در راستای ایجاد یک حکومت ضد استبدادی و ضد استعماری می ستاید. در خلال همین نامه می نویسد:"در حال حاضر نه تنها کاخ ظلم و فساد پهلوی در ایران فرو می ریزد، بلکه پایه های همه نظامهای فاسد و ارتجاعی منطقه نیز می لرزد و حتی نظامهای به ظاهر انقلابی و پیشرو نیز از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وحشت دارند. زیرا در صورت پیروزی چنین انقلابی، جایی از اِعراب برای آنها باقی نمی ماند."او واقعاً به دموکراسی حقیقی که همان حاکمیت قانون است اعتقاد داشت و برای وصول به آن مبارزه می کرد. سيد محمدصادق خرازي در خصوص ایشان میگوید:
مصطفي چمران روشنفکري برخاسته از مکتب روشنفکران ديندار و آموزش ديده در مدرسه فکري انسانهاي پرفضيلتي چون امام خميني، امام موسي صدر، آيتالله طالقاني و مهندس بازرگان بود که آشنا با گوهر دين و ملهم از تجربه نبوي و اصالت علوي بودند. کساني که گوهر دين را هيچگاه در پاي ديگري آن هم براي اهداف شخصي قرباني نميکردند. او گوهر دين را آلوده به ايدئولوژي تلقي نميکرد و هيچگاه اسلام انقلابي را بر اخلاق، و نوفهمي نبوت و وحي و معاد و خدا و ديگر ايسمهاي آن روزگار رجحان نميداد. چمران از جمله نادر کساني است که دينداري و روشنفکري را به مدد ذوق درخشان، طينت و طهارت ضمير خود پيوند ميداد و چراغ خرد در دست داشت تا براي يافتن حقيقت شيداوار در راه يافتن گوهر دين و حقيقت ايمان از جمله سربداران منصورپيشه، ني بر هوس و نه بر عادت، بلکه از دل دريايي و انديشه عقلاني با انگيزهاي آسماني بر اميال کوچک زميني فائق آمده و فداکارانه خود را به اوج آسمانها رسانده بود و شاهينوار حقيقت را شکار ميکرد. چمران متعلق به هويت جمعي سحرخيزان دينداري است، شکوه و درد و آلام نسل سوخته دوران ظلمت و بيهويتيها بود و در واقع فرزند زمانه بود تا با نگاه ژرف و عميقش آرمان و عمل را با هم آميخته و آموخته سازد.
شهيد چمران به کاروان معنويتخواهان و آزاديانديشان تعلق داشت.
درسی از تاریخ
نگاهی اجمالی به تاریخ کهن ایران زمین و تاریخ جهان نشان می دهد که همیشه گروه ها و حکومت ها چند صباحی آمدند، قدرت را در دست گرفتند و رفتند . آنها هیچ گاه ماندگار نبودند اما در مقابل این حکومت ها برخی از مکاتب الهی پابرجا باقی مانده اند. نگاهی به تاریخ کهن ایران از دوران ساسانیان، هخامنشیان و … تا تاریخ نزدیک تر یعنی قاجار و پهلوی نشان می دهد حکومت هایی که در این سالیان دراز در کشور حاکم شدند همیشه شامل افرادی با تفکری خاص یا قومیتی خاص بودند که بر ملت متکثر ایران زمین حکومت کردند . هیچ گروهی در این دوران نیامد تا با دیگر تفکرها و اندیشه ها با ادبیات خودشان صحبت کند و قضاوت را به مردم بسپارد که چه گروهی را انتخاب کنند و این موضوع پاشنه آشیل تمامی این گروه ها بود که بعد از مدتی به نابودی آنها رسید. اما چرا مکاتب ماندند ؟ بررسی مکاتب الهی ما را با اصل بنیادی کرامت انسانی مواجه می کند که برابری در این اصل بنیادی جای می گیرد. برابری جزو بدیهی ترین اصول الهی است چنانچه در قرآن و روایات مشاهده می شود اسلام امتیاز طلبی های مبتنی بر ثروت و قدرت را محکوم می کند: «و قالوا نحن اکثر اموالا و اولادا و ما نحن بمعذبین * قل إن ربی یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر ولکن اکثر الناس لا یعلمون». (سوره سبا) و برای خصائص نژادی نقشی در تقسیم عادلانه حقوق مردم قائل نمی شود: «إنی لا أری فی هذا الفیء فضیلة لنبی إسماعیل علی غیرهم» (وسائل شیعه) و همه را در برابر قانون یکسان می شمارد: «الناس کلهم سواء کالسنان المشط». (من لا یحضره الفقیه) و حقوق و وظایف را در مورد همه به طور متلازم و متساوی تعمیم می دهد:«الحق لا یجری لاحد إلا جری علیه و لا یجری علیه إلا جری له». (نهج البلاغه- خطبه ۲۱۶) و به زمامداران و دولتمردان دستور می دهد که همه را در برابر حق یکسان ببینند: «ولیکن أمر الناس عندک فی الحق سواء». (نهج البلاغه- نامه۵۹) و اعلان اشعار مساوات را در جامعه لازم می شمارد: «واعلموا أن الناس عندنا فی الحق اسوة». (نهج البلاغه- نامه ۷۰) «خذ سواء واعط سواء». (وسائل الشیعه)
در طول تاریخ بررسی زندگی اجتماعی برخی افراد از پیامبران الهی مانند حضرت موسی، ابراهیم ، محمد و … تا برخی اسطوره ها مانند کاوه آهنگر نشان می دهد که آنها در برابر استبداد سر فرود نیاوردند و علت ماندگاری آنها هم همین بود . بسیار خوانده ایم که محمد(ص) در شعب ابی طالب به محاصره ای سخت افتاد و با وجود سختی ها اگر مقاومت و ایستادگی این بزرگمردان نبود از اسلامی که هم اکنون بیش از یک میلیارد پیرو دارد نشانی باقی نمی ماند.
اصولي است كه براي اداره يك كشور لازم است
دموکراسی یک چهره و الگو ندارد. آنچه که موجب میشود ما نتوانیم دموکراسی داشته باشیم اندیشه بسته است اندیشه ای که دیگری را تحمل نمیکند به یک جامعه بسته ختم میشود.اصولي است كه براي اداره يك كشور لازم است؛ مثل عقلانيت، كارشناسي و علم، تكيه بر خرد جمعي، اعتماد بين ملت و حكومت، شفافيت و پاسخگويي و همه عناصر ديگري كه معيارهاي اين هستند كه نشان ميدهد يك سازمان يا سيستم چقدر در مسووليتي كه به آن داده شده ميتواند موفق باشد.
توزیع الوقت توسیعه” اندیشهای که منضبط فکر میکند و گشوده است در مقابل نقد. اندیشهای ست که هنوز میتواند باز بماند و وقتی نقدی بر او وارد میشود بدون اینکه دچار تلاطم درونی شود خونسردانه نقد را پذیرا می شود و جستجو می کند که عنصری که برای زندگی او باشد کارآمدباشد آن را پیدا میکند . بسیاری از افراد هستند که نگهبان اندیشه شان هستند. تا یک جایی ذهن باز ست اما وقتی رسیدند یه یک جمع بندی حتی اگر آن را به زحمت هم بدست آوردهاند برایشان سخت است که آن را باز کنند و مجال بدهند به اندیشه مقابل برای عرض اندام جدی، ما داریم اندیشمندانی که معلومات گستردهای داشته باشند اما مطالبشان معمولا لحن جدل دارد. یعنی اندیشه من درست است و وارد گفتگو با شما شدم تا شما را یک جوری مجاب کنم. این نیست که من هنوز جستجوگرم. من هنوز میدان را باز گذاشته ام. که بتوانم چیزی بهره ببرم. کم هستند افراد این گونه .
به طور کلی در صحنه یک جامعه نسبتا آزاد زمانی که عقیده ای چه مذهبی چه سیاسی و چه در هر زمینه دیگر بیان می شود و تبلیغ می شود مخالف آن عقیده هم حق دارد که بر علیه آن عقیده صحبت کند یا بنویسد یعنی به محض اینکه عقیده ای از حالت خصوصی و درون اندیشه یک فرد خارج می شود و به صورت گفتار یا نوشتار یا به هر گونه دیگر بیان می شود بخشی با آن موافقت خود را اعلام می کند و بخشی هم مخالفت خود را. این طبیعت یک جامعه نسبتا آزاد (آزادی کامل در هیچ جای دنیا وجود ندارد) است.
صحبت از دموکراسی و ویژگی ها و مولفه های آن بی شک بحث برانگیز ترین مساله در چند سال اخیر بوده است ، نوعی از حکومت که در تعریف ساده ی آن قدرت را از آن مردم می داند و به مردم حق تعین سرنوشت خویش را می دهد ، اما برای نام گذاری حکومت ها ، میزان پایبندی آن ها به اصول دموکراسی شرط اساسی در تعیین میزان دموکرات بودن یک جامعه است .
در حال حاضر مدل های گوناگونی از حکومت در نقاط مختلف دنیا در حال حکمرانی و اداره ی جوامع هستند ، اما وجه اشتراک تمامی این حکومت ها تلاش برای اقناع افکار عمومی در مورد کار آمدی حاکمیت و همراه سازی ملت ها با تصمیمات حکومت است ، از چین کمونیست گرفته تا آمریکای لیبرال همه و همه در تلاشند تا با استفاده از رسانه هایی که در اختیار دارند و حتی محدودیت برای رسانه هایی که چندان سر سازگاری با آنها ندارند، افکار عمومی را به شکلی با تصمیماتشان همسو کنند ،
اگر برگهایی از کتاب های نوام چامسکی در حوزه ی رسانه را ورق زده باشید ، بدون شک با نگاهی که در یکی از دموکرات ترین کشورهای جهان یعنی آمریکا پیرامون دموکراسی وجود دارد آشنا شده اید ، در کتاب کنترل رسانه ها، چامسکی با ذکر نمونه هایی از کنترل و هدایت افکار عمومی توسط رسانه های آمریکایی تعریفی از نگاه حاکمیت به دموکراسی ارائه می دهد که با اندکی تفاوت در اکثر حکومت های دموکرات چنین نگرشی به مفهوم دموکراسی وجود دارد ، وی بیان می دارد که از دید حکومت ، در یک سیستم دموکرات مردم تنها می بایست تماشاگران صحنه ی سیاست باشند نه بازیگران آن ، ما به ازای عملی این نگرش این گونه است که مردم تنها در زمان رای گیری به پای صندوق های رای می روند و پس از آن تنها تماشاگران صحنه خواهند بود و نه بازیگران آن که بخواهند در سیاست های دولت و حکومت دخالتی مستقیم و آشکار داشته باشند ، تمامی حکومت ها نیز با استفاده از رسانه های دولتی و تحت امری که در اختیار دارد به خوبی می تواند برای پیش برد این هدف محتوایی را برای کنترل افکار عمومی تولید نمایند و مردم را صرفاً به تماشاگری بی آزار تبدیل نمایند .
از طرفی در سیستم های دموکرات، بنيادهاي دموكراسي و يا اركان آن مبتني بر چهار ركن اساسي است و به هر حكومتي كه اين اركان را در نظام سياسي خود منظور كرده و بدان التزام نظري و عملي داشته باشد نظام سياسي دموكرات اطلاق مي گردد، اين اركان مهم عبارتند از:
۱- قانون اساسي ۲- نظام پارلماني (مجلس) ۳- احزاب سياسي ۴- مطبوعات آزاد.
در جوامع دموکرات به منظور جلوگیری از اجتماع قدرت، علاوه بر رکن چهارم دموکراسی ، بازوی دیگری نیز به کار گرفته شده است ، این بازوی کمکی سندیکاها یا تشکل های صنفی هستند که در کنار مطبوعات آزاد وظیفه ی صیانت از سلامت حکومت را به عهده دارند ، این نوع نگرش به بنیانهای دموکراسی تا چندی پیش کامل به نظر می رسید ، اما اکنون با پیدایش جوامع مجازی و با عبارتی شنیده شده تر ، دهکده ی جهانی ، سرعت گردش آزاد اطلاعات به شکل چشم گیری افزایش پیدا کرده است ، البته شاید بتوان این جوامع مجازی را زیر مجموعه ی رکن چهارم دموکراسی یا همان مطبوعات آزاد قلمداد کرد اما کارکرد آنها بدون تردید تفاوت های آشکاری با یکدیگر دارد، تا پیش از این هر بار با شکل گیری تجمعاتی اعتراضی که سندیکاها مسئولیت آنها را عهده دار بودند ویا به راه افتادن موجی مطبوعاتی پیرامون موضوعی خاص، حکومت ها با استفاده از ابراز رسانه – که ابزاری پر هزینه تلقی می شود و هر کسی به راحتی امکان در اختیار داشتن رسانه ای مخاطب پسند و کارآمد را ندارد – افکار عمومی را با خود همراه می کردند و در این میان مطبوعات با منابع محدود مالی – در مقام قیاس با شبکه های عریض و طویل رادیویی و تلویزیونی – میدان رقابت را ، هر چند سخت ، اما نهایتاً به رقیب خود واگذار می کردند ، در این میان با پیدایش شهروند خبرنگارانی که بدون هیچ گونه هزینه ی مادی، دیدگاهها ، مشاهدات و تحلیل های خود را در وبلاگهای خویش منتشر می کردند رکن چهارم دموکراسی هم پیمانی بسیار نیرومند در کنار خود می دید ، وبلاگهایی که گاه بازدید کنندگانی به مراتب بیشتر از شمارگان پر تیراژ ترین روزنامه ها مخاطبشان بود.جاوبگویی به افکار عمومی به اعتقاد نگارنده تنها روش آنست که مردم به بازیگران میدان حاکمیت در جوامع دموکرات بدل شوند.و این راهی است به سوی بازتعریف مفهوم دموکراسی ، تعریفی که در آن دیگر مردم تنها تماشاگران عرصه ی دموکراسی محسوب نمی شوند ، بلکه به بازیگرانی تبدیل می شوند که در هر لحظه رفتار و کنش حکومت را زیر نظر دارند و با کوچکترین لغزشی، از پیدایش انحرافات بیشتر جلوگیری می کنند و دیگر چشم به راه دایه ای دلسوز تر از مادر نیستند تا حقوق شهروندی آنها را احیا کند ، بلکه خود آستین بالا می زنند و برای استیفاء حقوق شهروندیشان پا به میدان می گذارند. راهی است نه چندان هموار اما با مقصدی امیدوار کننده ، مقصدی که در آن به مرور خرد و اندیشه جایگزین سطحی نگری می شود و در نهایت مردم را به شکلی حقیقی بر سرنوشتشان حاکم می کند.
تا زمانيكه شهروندان منفعل در زمينهاي بازي و مدرسههاي دموكراسي (منظور شركت در جلسات بحث و گفتگو و رأيگيري نهادهاي مدني، احزاب سياسي، يا در اجراي برنامههاي گروههايِ خودياري در ياري رساني به اقشار قرباني جامعه يا شركت در اجتماعات و طومار نويسيهايِ تظمخواهي) تمرين نكنند، در روند دموكراسيخواهي جامعه، هنوز وضعيتِ دگرگونيهايِ دموكراتيك شكل نگرفته است.
و اما چاره کار: اول، بايد روند دموكراتيك شدن در نهادهاي مدني متوقف نشود. به عبارت ديگر اگر قرار باشد دوباره شهروندان منفعل شوند، زمينها و مدرسههاي تمرين دموكراسي را ترك كنند، ممكن است اقتدارگرايي كه از درب حكومت خارج شده از پنجره آن وارد شود. دوم، عضوگيري فراگير حزبي و رقابت ميان احزاب در جامعه سياسي است. در صورت ضعف تحزبيابي و فقدان رقابت جدي احزاب ، حتي گروههاي سياسي كه پس از “گذار به دموكراسي” به نام دموكراسي روي كار آمدهاند ميتوانند به حاملانِ ديكتاتوري اكثريت تبديل شوند. مگر آنكه در برابر آنها احزاب رقيب امكان فعاليت آزاد و رقابتي داشته باشند. سوم عرصه اقتصادي است. اگر اصل رقابت آزاد و قانونگرايي (و تداوم مالكيت) در عرصه اقتصادي رعايت نشود، گروههاي قدرتمند رانتخوار ميتوانند بازيگران اصلي سياسي را در هنگام انتخابات بخرند و دموكراسيِ انتخاباتي و پاسخگو را به يك دموكراسي پوك و نمايشي تبديل كنند و در عين حال صداي شعارهاي عدالتخواهي آنها گوش همه را كر كند. چهارم، تعمير اساسي ماشين بروكراتيك دولت است. بروكراسي قانونمند و شايسته سالارِ حكومت يكي ديگر از اركان تحكيم دموكراسي است. اگر هر گروه سياسي پس از پيروزي در انتخابات بتواند از صدر تا ذيل افراد (و مقررات) سازمانهاي اداري حكومت را زير و رو كنند، اين بدان معنا است كه ماشين اداري حكومت، ابزارِ كارا و بيطرف براي خدمترساني به شهروندان نيست بلكه وسيلهاي در دست باندهاي قدرت است. پنجم، حاكميت قانون است. اگر در “وضعيت اول” شهروندان فعال و اگر در “وضعيت دوم” ديدگاههاي نخبگان و نحوة چالش آنها عوامل اصلي تعيين كننده در روند دموكراسي را تشكيل ميدهند، در وضعيت تحكيم دموكراسي حكومت قانون عامل محوري است. بدين معنا كه حكومت قوانيني را پياده كند كه مخالف حقوق بشر نباشد و مبتني بر امتيازات ويژه به نفع يك گروه يا يك شخص نبوده و توسط قضات بيطرف و مستقل از حاكمان (و ساير قدرتهاي اقتصادي و مذهبي) اعمال شود. لذا اگر دموكراسي در اين پنج زمينه در جامعه نفوذ كند آنگاه ميتوان ادعا كرد كه روند دموكراتيك شدن تحكيم يافته و دموكراسي قاعده اصلي در بازي شهر شده است. چنين جامعهاي اين توان را پيدا ميكند كه امور نامعين را، كه هر روز در جامعه بحراني جديد توليد ميشود، بهتر سامان دهد.( در كشور ما صاحبنظراني كه نظرية “حكومتِ خوب” را ترويج ميكنند، معمولاً به اين نكته توجه نميكنند كه تئوري “حكومت خوب” مربوط به مرحلة “تحكيم دموكراسي” است.) ، مهمترين عاملي كه در گذار دموكراتيك مؤثر است تغيير در ديدگاه نخبگان سياسي است.
البته بحث علمی ،حوزوی و آکادمیک در مبانی اختلافی، بدور از تعصب و با حفظ احترام متقابل راه گشاست، برای تشکیل جلسات بحث و مناظره تلویزیونی ابتدا باید ظرفیت ها را بالا برد، ظرفیت مناظره کنندگان و بینندگان
نتیجه گیری
محرومیت جامعه از امكان بررسی و نقد عملكردها و انتقال انحراف ها به سطح آگاه جامعه هدایت جامعه به سمت و سوی سقوط یا انفجار ناگهانی است.گردش آزاد اطلاعات که در اثر عمل به مولفه های حکمرانی خوب حاصل میگردد با ممانعت از انحصار طلبی موجبات گریز از فساد را مهیا نموده و عدالت گستری را سبب میگردد.
منابع
نگرش فراپارادایمی به مدیریت دولتی نوشته سیدحامد وارث.
تبیین مفهوم خوبی در حکمرانی خوب، نوشتهی سروش دباغ، نشریه مدیریت دولتی، شمارهی۳، پاییز و زمستان 1388
تحلیلی بر کیفیت حکمرانی خوب در ایران، نوشتهی سیدمهدی الوانی و محسن علیزادهثانی، فصلنامهی مطالعات مدیریت، شماره ۵۳، بهار ۱۳۸۶٫
تحلیل رابطه الگوی حکمرانی خوب و فساد اداری، نوشتهی رحمتاله قلیپور، فرهنگ مدیریت ، شماره ۱۰،پاییز ۱۳۸۴، ص ۱۰۳٫
حکمرانی خوب و نقش دولت، نوشته فتاح شریفزاده و رحمتاله قلیپور، نشریه فرهنگ مدیریت، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۲،ص 5